دست‌های آلوده در طبیعت و وقوع کرونا

دست‌های آلوده در طبیعت و وقوع کرونابه گزارش «تابناک باتو» ـ در دنیای ماقبل مدرن به هر دلیلی که باشد (اجبار یا کمبود امکانات و ابزارهای تکنولوژیکی) انسانها تفاهم و از خود گذشتی بیشتری داشته و با طبیعت و سایر جانداران برخورد به مراتب بهتر و همدلانه تری بروز می دادند. انسانهای ماقبل مدرن برای زندگی جمعی احترام و ارزش بیشتری قائل بودند.

ایرانیان از عهد باستان به کم باران بودن و خشکسالی جغرافیای خود آگاه بودند و با ابتکاراتی مانند حفر قنات و آب انبار به مقابله با این مشکل می پرداختند. در اغلب روستاها و شهرهای ایران چندین چشمه آب، آب انبار یا قنات وجود داشت که همه ساکنان آن منطقه آب مورد نیازشان را از آن مکان ها تهیه می کردند، یا چندین حمام عمومی بود که همه مردم به صورت جمعی از آنها استفاده می نمودند؛ مساله ای که صرفه جویی در مصرف و مدارای بیشتر با مشکل کم آبی را به همراه داشت.

امروزه با تغییر سبک زندگی، پیشرفت ابزارهای تکنولوژیک، گسترش فردگرایی و رفاه عمومی و مواردی از این قبیل دیگر کسی حتی در مخیله اش هم چنان شرایطی را نمی پذیرد. حالا دیگر در اکثر روستاهای دورافتاده هم کسی حاضر نیست با دلو و دبه آب از قنات بیاورد یا از حمام عمومی استفاده نماید. (متوسط سرانه مصارف آب خانگی و شهری در دنیا چیزی حدود نصف مصرف جامعه ماست. سرانه جهانی روزانه ۱۵۰لیتر. سرانه ایران حدود ۳۰۰لیتر)

امروزه بسیاری از زمین های کشاورزی به چاه های نیمه عمیق و کم عمق مجهزند‌. طبق آمارهای رسمی قوه قضائیه در ایران بیش از چهارصد هزار چاه عمیق غیرقانونی وجود دارد. (معادل شصت درصد کل چاههای کشور) در دنیای ماقبل مدرن اغلب کشاورزان آب موجود در منطقه خود را به صورت نسبتا عادلانه ای میان زمین داران تقسیم می کردند و هر کس تا حدودی به حقوق و حق آبه خود راضی بود. اما حالا کمتر کشاورزی به مانند گذشته به حق آب خود راضی است و همگی سعی می کنند با حفر چاه عمیق در زمین هایشان آب بیشتری را استخراج و استفاده نمایند.

دست‌های آلوده در طبیعت و وقوع کرونا

در سوی دیگر ماجرا مسئولان و مدیران بخش های مختلف صنعت و اقتصاد و کشاورزی قرار دارند.
در دهه های اخیر با رشد مدیران تکنوکراتی که کل طبیعت کشور را به عنوان منبعی برای فعالیت اقتصادی و کسب سود بیشتر می نگریستند، مواجه بوده ایم. اغلب این افراد که فارغ التحصیلان دانشکده های فنی بوده و فهم و شناخت چندانی از تاریخ زیست بوم ایران نداشتند با سیاست گذاری های نادرست باعث خشک شدن معدود باتلاق و رودخانه و دریاچه در کشور شدند.

حالا ما مانده ایم و روستاهایی که یکی پس از دیگری به علت خشکسالی و کمبود آب خالی از سکنه می شود. حالا ما مانده ایم و روستاهایی که چشم انتطارند تا روزانه با بشکه و تانکر آبی برسد تا نیازهای اولیه غذایی و بهداشتی خود را مرتفع سازند. حالا ما مانده ایم و زمین ترک خورده زاینده رود و دریاچه ارومیه ای که به شوره زار تبدیل شده است. حالا ما مانده ایم و شهرهای کوچک و بزرگی که یکی پس از دیگری به خاطر گرد و خاک و ریزگردها و آلودگی در حال تبدیل شدن به خانه ارواح است. حالا ما مانده ایم و خاطره ای دور از دریاچه هامون و بهارلو و باتلاق گاوخونی و احتمالا چند سال دیگر سفید رود و ارس و تالاب انزلی و... .

واقعیت این است که طبیعت و زیست بوم ایران همان طبیعت و زیست بومی است که قرن های متمادی گذشتگان در آن همدلانه زیسته اند و اگر امروز به زمین خشک و بایری تبدیل شده نه از خشم طبیعت بلکه از زیاده خواهی و جاه طلبی انسان مدرن ساکن در این فلات بوده است.
فرهاد قنبری



مطالب مرتبط


  • برچسب ها:

نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0


پربازدیدهای زنگ تفریح
پربازدیدهای ورزش ایران و جهان
کلیه حقوق سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی ورزش مازندران، مازندلیگ می باشد