گفتگوی خواندنی و متفاوت با یل جویبار

گفتگوی جالب و متفاوت با حسن یزدانی را در زیر بخوانید.
حسن یزدانی: می‌خواهم امپراتور کشتی دنیا باشم/ ۶ بار فیلم جومونگ را دیده ام/بین تختی، موحد و حبیبی دوست داشتم با موحد کشتی می‌گرفتم
* اگر کشتی‌گیر نمی‌شدید، چه ورزش را دنبال می کردید، ‌اصلا ورزش می کردید؟

 - بله ورزش می‌کردم، قبل از این هم فوتبال بازی می‌کردم هم والیبال، از همین رو اگر کشتی‌گیر نمی‌شدم قطعا یکی از این دو ورزش را انتخاب و دنبال می کردم.

 

* گفتید که قبل از این فوتبال و والیبال هم بازی می‌کردید، می‌خواهم بدانم چرا پس در نهایت کشتی را انتخاب کردید؟

- در شهر و استان ما به کشتی بهای زیادی می دهند، علاوه بر آن کشتی یک ورزش پهلوانی است و در قلب مردم جای دارد، به همین دلیل و به خاطر علاقه‌ای که به این رشته داشتم، کشتی را انتخاب کردم.

 

* تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که اگر کشتی نبود، حسن یزدانی الان کجا بود و چه کار می‌کرد؟

- راستش اینطور به موضوع نگاه نکرده‌ام؛ اما اگر در کشتی یا ورزش نبودم در عرصه دیگری چون تحصیل یا شغلی آزاد فعالیتم را دنبال می‌کردم.

 

* می‌خواهم بدانم اگر در کشتی نبودید، این تلاشی که در کشتی می‌کنید در جای دیگر هم می‌کردید؟

- بله. تردید نکنید. من چه در عرصه زندگی و چه در ورزش تمام تلاش خود را می‌کنم تا پشیمانی‌ای بابت این موضوع نداشته باشم.

 

* پس دیدگاه و تفکر حسن یزدانی این است که در هر کاری حضور دارد به نحوه احسن تلاش کند تا به موفقیت برسد؟

- همینطور است، باید تلاش کنید تا به آنچکه می خواهید دست یابید.

 

* اگر کشتی نبود و از شما دعوت می شد به MMA رفته و در این رشته مبارزه کنید، قبول می کردید؟

- نمی دانم، شاید اگر کشتی نبود قبول می کردم.

 

* حالا چطور؛‌اگر پیشنهاد خوبی داشته باشید، می‌روید در این رشته فعالیت کنید؟

- نمی‌شود. من فقط در کشتی فعالیت می‌کنم. نمی توانم خود را با قهرمانان سایر رشته ها مقایسه کنم.

 

* بسیاری از رشته کشتی به این رشته رفته و موفق هم شده‌اند.

- بله عده ای رفته و موفق هم شده اند؛ من هم این رشته را دوست دارم؛ اما فکر نمی کنم به آن رفته و در این رشته فعالیت کنم.

 

* یعنی اگر کشتی نبود هم نمی رفتید؟

- نمی رفتم.

 

* چرا؟ کشتی که پولی ندارد؟

- من به خاطر عق و علاقه ام به کشتی آمده ام نه پول. MMA هم یک رشته مبارزه ای است مثل کشتی و من دوست‌اش دارم؛ اما اگر می خواستم در آن فعالیت کرده و موفق باشم باید از کودکی به این رشته می‌رفتم، علاوه بر این بعد از دوران کشتی عمر ورزش حرفه ای من نیز تمام شده است.

 

* مربی چطور؟ دوست دارید بعد از دوران قهرمانی مربیگری کنید؟

- اگر برای کشتی کشورم مفید باشم حتما این کار را کرده و تجربیات خود را در اختیار جوانان قرار خواهم داد. البته آن زمان باید این را در خودم ببینم. اینطور نیست که حتما یک کشتی گیر خوب مربی خوبی هم باشد. در حال حاضر من فقط به کشتی فکر می کنم و تمرکزم روی کشتی گرفتن است.

 

* به فعالیت در سایر حوزه‌ها نیز علاقه دارید، مثلا وارد سیاست شده، نماینده شوید یا در بخشی غیر از ورزش فعالیت کنید؟

- دوست دارم در حوزه خودم فعالیت کرده و مفید باشم.

 

* فیلم چطور، دوست ندارید فیلم بازی کنید؟

- نه، دوست ندارم فیلم بازی کنم. درس‌اش را نخوانده ام.

 

* حتما نباید درس اش را خوانده باشید، مگر محمدعلی فردین یا امامعلی حبیبی که کشتی گیر بودند و فیلم هم بازی می کردند درس این کار را خوانده بودند. یا همین پژمان جمشیدی فوتبالیست اسبق پرسپولیس؟

-زمان آقای حبیبی و فردین شرایط فرق می کرد. حالا هم بازیگر زیاد است.

 

* شما یک کشتی گیر موفق هستید، تا حالا به این که رکورد بزنید فکر کردید؟

- بله به رکورد هم فکر کرده ام، البته اگر خدا بخواهد و آسیب دیدگی به وجود نیاید. البته این مستلزم این است که آمادگی لازم و کافی برای این کار را هم داشه باشم و اگر این آمادگی را داشته باشم به دنبال زدن رکورد و کسب مدال بیشتر برای کشورم خواهم رفت.

 

* بعد از کسب مدال طلا اولین چیزی که به ذهن حسن یزدانی خطور می کند، چیست؟

-اینکه مزد زحمات و سختی هایی که خود، خانواده و مربیان کشیده اند را گرفتم.

 

* تاثیر گذار ترین فرد در موفقیت حسن یزدانی چه کسی است؟

- یک نفر نیست و نمی تواند باشد. خانواده، مربیان تیم ملی و مردم که همگی برای من زحمت کشیده‌اند. این مدال ها برای مردم ایران ات.

 

* خواب کشتی هم می بینید؟

- زیاد نه.

 

* حتی خواب سکوی قهرمانی المپیک را؟

- این هدف من است،‌خواب واقعی نیست، من دوست دارم در واقعیت به طلای المپیک برسم.

 

* کشتی‌گیران زیادی نیستند که در اولین حضور خود در مسابقات جهانی بزرگسالان به مدال برسند؛ اما شما در اولین تجربه جهانی خود به فینال مسابقات جهانی رسیده و مدال نقره را ازآن خود کردید و بیشتر افرادی که عملکردی به این شکل داشتند در ادامه نیز موفق بوده و جزو بهترین های دنیای کشتی شدند، درست مثل شما. چطور می شود کشتی گیری که در جوانان و امیدهای جهان مدال گرفته در بزرگسالان نیز این افتخار را تکرار کند؟

- میدان بزرگسالان متفاوت از رقابت‌های جوانان و امیدهاست، این میدان آمادگی روحیو روانی بالای را طلب می‌کند، علاوه بر این نباید در این مسابقات هیچ حریفی را دست کم گرفت.

 

* اگر به مسابقات جهانی امسال و سال قبل برگردیم و هر 10 نماینده ایران در این رقابت ها صاحب مدال طلا شوند، مدال کدام یک از کشتی‌گیران تیم ملی شما را بیشتر خوشحال می‌کند؟

-نمی توانم بگویم. من دوست دارم تمام بچه ها بهترین مدال و بهترین نتیجه را کسب کنند. 

 

* در کشور ما واژه قهرمان به شکلی خاص با پهلوانی عجین شده است، اما با این حال ما می‌بینیم بسیار با اینکه قهرمان هستند، پهلوان نبوده و پهلوانی نمی کنند؛ اما پهلوان خطاب می‌شوند، می‌خواهم بدانم حسن یزدانی چه اندازه به این موضوع توجه دارد و آیا تلاش می‌کند در کنار قهرمانی، پهلوان بوده و پهلوانی نیز کند؟

-ایده و تلاش من نیز همین است، چرا که خوب می‌دانم دوران قهرمانی گذرا بوده و دیر یا زود تمام می‌شود و آنچکه در ذهن مردم می‌ماند، اخلاق، رقتار و منش پهلوانی است. جوانمرد بودن یکی از دغدغه‌های من است و تلاش می‌کنم راه بزرگان را دنبال کنم.

 

* وقتی واژه پهلوان یا جوانمرد به زبان من می‌آید چه چیزی یا چه کسی در ذهن شما نقش می‌بندد؟

- جهان پهلوان تختی، پوریای ولی و بسیاری دیگری، چه در عرصه ورزش و چه در سایر حوزه ها حتی سیاست، زندگی و... . افرادی که با وجود تمام سختی‌ها پهلوان‌وار زندگی کردند.

 

* به عرصه سیاست اشاره کردید و افرادی که در این حوزه عملی پهلوان گونه داشته‌اند، می‌تواند نمونه ای را برایمان معرفی کنید؟

- به عنوان مثال افرادی که کار سیاسی می کنند اما اهل سیاسی بازی نیستند، در واقع برای مردم تلاش می‌کنند و برای این موضوع می توان به چهره ای چون میرزا کوچک خان اشاره کرد، چرا که دغدغه او مردم بود.

 

* اگر یک روز اتفاقی رخ دهد و شما مجبور باشید مدال های خود را به نفع مردم حراج کنید، آیا این کار را خواهید کرد؟

- تردید نکنید. من قبل از این چند مدال خود را تقدیم آستانه قدس رضوی کرده‌ام. سایر مدال ها هم متعلق به مردم است و هر لحظه آماده‌ام آنها را برای کمک به مردم در اختیار آنها قرار دهم.

 

* زندگی برای حسن یزدانی در چه چیزی خلاصه می‌شود،‌ یعنی اگر بیایند و بگویند می خواهیم یک چیزی را از یزدانی بگیریم و آن چیزی باشد که در نبود آن حسن یزدانی دیگر نتواند به زندگی خود ادامه دهد، آن چیز چیست؟

- انسانیت. به نظرم اگر انسانیت از آدم گرفته شود زندگی کردن برای او بسیار سخت می شود.

 

* اگر یک روز به خانه کشتی بروید و بعد متوجه شوید که در را به روی شما بسته و حسن یزدانی را به خانه کشتی راه نمی‌دهند، چه کار می‌کنید؟

- حتما این کار آنها یک دلیل دارد، به آن احترام می گذارم و به دنبال دلیل این کار می گردم تا متوجه آن شوم.

 

* اگر این کار آنها ناحق باشد چطور؟

- ابتدا تحقیق می‌کنم و بعد که ماجرا برایم روشن شد واکنش نشان می‌دهم.

 

* تحقیق کرده و متوجه می‌شوید یک نفر که به شما حسادت می کند یا با شما لج است این کار را کرده؟

- اگر این کار او بی‌دلیل باشد حتما برای خودش گران تمام می شود.

 

* اگر یک سیلی به شما زده و به سالن راحتان ندهند چطور؟

-اگر بزرگ‌تر باشد، سیلی هم بزند اشکالی ندارد.

 

* اگر آن سیلی ناحق باشد چه؟

- اگر ناحق باشد، عذاب وجدان گرفته خود آن فرد آمده و عذر خواهی می کند.

 

* می‌دانید که این اتفاق قبل از این در کشتی ما افتاده است؟

-برای چه کسی؟

 

* برای غلامرضا تختی؟

- تختی یک پهلوان واقعی بود. تردیدی ندارم اگر به او سیلی هم زده باشند، سرش را بلند نکرده و ببیند چه کسی بوده است. مردم از پهلوان کشور انتظاری غیر از این ندارند.

 

* اگر روزی برسد که دیگر شرایط کشتی گرفتن نداشته باشید؛ اما مردم از شما بخواهند که به میدان رفته و برای دل آنها مبارزه کنید، آیا قبول کرده و به روی تشک می روید؟

-همواره تمام تلاشم را می کنم تا برای کشورم مفید باشم و برای مردمم کسب افتخار کنم. اما اگر ببینم که یک جایی توان بدنی ندارم با اینکه مردم بخواهند، روی تشک نخواهم رفت، چرا که دوست ندارم کشتی را با باخت کنار بگذارم.

 

* اگر توان بدنی داشته اما انگیز این کار را نداشته باشید چطور؟ یعنی از کشتی گرتن خسته شده یا از تبعیض‌ها و بی‌عدالتی ها رنجیده باشید؟

- اگر توان داشته باشم حتما این کار را خواهم کرد. انگیزه را مردم به من می دهند، مردم از هر مدال برای من مهم‌تر هستند.

 

* آیا تا به حال شده مسابقه ای داده باشید و از نتیجه آن راضی نباشید و مدام پیش خود بگوید، می‌شود زمان به عقب برگردد و دوباره آن مسابقه تکرار شود؟

- بله شده و مهم ترین آن در کرمانشاه اتفاق افتاد که در کشور خودم و مقابل دیدگان مردم ایران نتیجه را به دیوید تیلور آمریکایی واگذار کردم. آن شکست همیشه در خاطرم می ماند، چرا که مردم به بنده حقیر محبت دارند و من نتوانست دل آنها را شاد کنم.

 

* برای همین وقت خروج از سالن گریه می کردید و آن حوله را روی سرتان کشیده بودید؟

- نمی توانستم با مردم چشم در چشم شوم، چرا که شرمنده محبت‌های آنها شده بودم.

 

* در آن لحظه به چه چیزی فکر می کردید، به آینده یا ذهنتان روی تشک مانده و به آن شکست می اندیشیدید؟

- آن شکست از ذهنم خارج نمی شد. صدای تشویق مردم در گوشم بود، برای همین هم تا 10، 15 روز ناراحت بودم و از خانه بیرون نمی آمدم. حرف و حدیث های زیادی را از گوشته و کنار می شنیدم. البته عادت دارم از این حرف و حدیث ها یاد بگیرم و بتوانم از آن برای موفقیت خود بهره ببرم و بهترین عملکرد را روی تشک کشتی داشته باشم.

 

* بعد از شکست ناامید هم شدید؟

- نه من ناامید نمی شوم، بلکه از هر شکست درس گرفته و سعی می کنم از آن پلی بسازم برای پیروزی. تلاش می کنم اشتباهاتم را کمتر کنم تا در میادین بعدی با کمترین اشتباه شکستم را جبران کنم.

 

* گفته می شود آدم وقتی شکست می خورد، دوستان‌اش را بهتر می شناسد، آیا شما به این حرف رسیده‌اید؟

- بله من هم رسیده ام و از آن درس های زیادی گرفتم. دوستانی بودند که بعد از آن شکست ها حرف های پشت سر من می زدند و این باعث شد تا دوستان را بهتر بشناسم.

 

* حالا چه اندازه از شکست می ترسید، آیا شکست و شکسته شدن برای شما نقطه پایان است یا امید، شاید هم ترجیح می دهید از آن فرار کنید؟

- من هرگز فرار نمی کنم. در ورزش انفرادی معمولا شکست اتفاق می افتد و من اصلا دوست ندارم شکست بخورم. اگر ببینم حریفم بهتر از من است و تمام تلاشم را کرده ام اصلا متاثر نمی شوم. اما اگر متوجه شوم توانایی داشتم و تمام آن را روی تشک ارائه نکرده ام آن وقت واقعا ناراحت می شوم؛ وگرنه از شکست هیچ هراسی ندارم و من بیشتر به برد فکر می کنم تا شکست.

 

* بعد از شکست به چه چیزی فکر می کنید؟

- به این فکر می کنم که هر طور شده باید شکستم را جبران کنم. من در میدان ورزشی شکست خورده‌ام و باید در همان میدان شکستم را جبران کنم. بعد از هر باخت بین مردم بازگشته و به باشگاهم باز می گردم تا آن را جبران کنم. بعد از شکست در مقابل تیلور بود که با دیگر کشتی‌گیران به جمع مردم اهواز در خوزستان رفتیم و کاپ قهرمانی جام جهانی را به مردم این استان که به مشکلات متعددی از جمله گرد و غبار دست و پنجه نرم می‌کنند، اهدا کردیم. 

 

* تصویری که مردم از حسن یزدانی در ذهن دارند، تصویر فردی شکست ناپذیر است، در صورتی که واقعیت چیز دیگری است و آنها از سختی های این مسیر مطلع نبوده یا آن را درک نمی کنند، اگر بخواهید در چند جمله دشواری‌های این راه را برای آنها شرح دهید چه می گوید؟

- مردم فقط همان چند دقیقه مبارزه روی تشک کشتی را می‌بینند. در حالی که خارج از تشک ما چیزی حدود 11 ماه در اردو های تیم ملی هستم و به ندرت در کنار خانواده حاضر شده و تفریح می کنیم تا موفقیتی را برای کشورمان کسب کنیم. البته در این بین بعضی از ملی پوشان با تمام زحماتی که کشیده اند دستشان از مدال کوتاه می ماند که باید زحمات آنها نیز دیده شود. به هر حال یک سر ورزش حرفه ای باخت و است و یک سر آن برد.

 

* شده بعد از باخت هم تیمی هایتان با آنها حرف زده و ایشان را که به گفته خودتان بسیار تلاش کرده اما دستشان از مدال کوتاه مانده را دل داری دهید؟

- بله با آنها صحبت می کنم، آنها را دل داری می دهم و می گویم که به تمرینات بازگردند، بیشتر تلاش کنند تا به موفقیت برسند.

 

* ما خوب می‌دانیم که شما قبل از آن مبارزه با دیوید تیلور در جام جهانی کرمانشاه سرما خورده بودید و احتمالا هم نتوانستید خوب استراحت کرده و بخوابید، ضمن اینکه استراس زیادی هم به دلیل جو سالن و فشاری که روی شما بود، داشتید، چرا که همگان فقط و فقط از حسن یزدانی پیروزی می خواستند، حالا هم می خواهند و این کار شما را به مرتب سخت تر از دیگران کرده بود. یعنی شما در کنار تیلور باید با درخواست تماشاگران هم که فقط از یزدانی پیروزی می خواهند هم رقابت می کردید، علاوه بر این شما به تازگی نیز به وزن جدید آمده بودید. در واقع می‌خواهم بدانم اگر شرایط به این شکل نبود نتیجه آن دیدار چه می شد؟

- من پیشگو نیستم؛ اما تا جایی که سرماخوردگی به من غلبه نکرده بود کشتی را به خوبی پیش بردم و اگر سرما خوردگی نبود می‌توانستم رقابت را بهتر پیش ببرم.

 

* تصور من این است که تنها سرماخوردگی نبود و فشار و جو سالن نیز در این امر دخیل بود، در واقع منِ نوعی که از بیرون گود به تماشای مسابقات نشسته بودم، پیش خود می گفتم اگر جای حسن یزدانی بود و این فشار روی من بود همین حالا سالن را ترک کرده و می رفتم دنبال زندگی ام و البته این احتمال را نیز می دادم که هر لحظه این باری که روی شانه‌هایت بود و بسیار سنگینی می کرد را رها کرد و به زمین بگذارید.

- بله درست است. راست‌اش را بخواهید ما در قبال مردم کشور مسوولیت‌های داریم، نماینده این عزیزان در ورزش هستیم، دوست داریم دل این عزیزان را شاد کنیم، چه در عرصه ورزش و چه در سایر زمینه ها که می توانیم و وقتی این اتفاق رخ نمی دهد و انتظارات را برآورده نمی کنیم باعث نگرانی خودمان و مردم می شود.

 

* و این اتفاق در جهانی مجارستان نیز تکرار شد و به نظر می‌رسد فشار بیش از اندازه روی شما و داشتن توقع برد از حسن یزدانی آنجا هم کار دست‌اش داد، ضمن اینکه من معتقدم اگر در همان روز اول مسابقات و در مبارزه نخست به دیوید تیلور برخورد نمی‌کردید او هرگز نمی توانست بر شما غلبه کند، البته که به باور بنده، تیلور شما را شکست نداد و این خود شما بودید که مغلوب او شدید! چرا که آزادکار آمریکایی توان غلبه بر شما را نداشته و ندارد، او تنها از شرایط به وجود آمده نهایت بهره را برد و از استراتژی نامناسب شما برای این مبارزه سود جست و در تایم دوم حسن یزدانی را غافلگیر کرد، کمااینکه شما در تایم نخست نشان دادید از او سر هستید و تنها به دلیل تاکتیک اشتباه، نتیجه را به او واگذار کردید.

- شما محبت دارید؛ اما بنظر بنده آن روز او بهتر از من بود و اشتباه کمتری داشت که پیروز میدان شد.

 

* یعنی دلیل شکست مقابل دیوید تیلور در جهانی تنها همین موضوع بوده است؟

-شاید به این خاطر که بیشتر زحمت کشیده بود. به هر حال او در آن مسابقه بهتر عملکرد و بهتر هم نتیجه گرفت و دست‌اش به عنوان فرد پیروز بالا رفت.

 

* بسیاری بعد از باخت مقابل تیلور تصور می‌کردند که حسن یزدانی که همواره برای کسب طلا به میدان می‌رود دیگر نمی‌تواند از نظر روحی خود را جمع و جور کند و برای کسب مدال برنز آنطور که باید و شاید مبارزات خود را ادامه دهد؛ اما شما به خوبی به رقابت‌ها بازگشتید و با اقتدار تمام رقبا را شکست داده و به سکوی سوم رسیدید که نشان از اراده قوی و ذهنیت مثبت شما دارد.

-بعد از آن باخت بسیار ناراحت بودم و شرایط سختی داشتم، فشار زیادی روی من بود. در آن لحظه ناامید شده بودم، چرا که نتوانسته بودم دل مردم سرزمینم را شاد کنم. بسیار عصبی بوده و خودخوری می‌کردم تا اینکه مربیان آمدند و با من صحبت کردند. بعد تصمیم گرفتم به خاطر تیم، بچه ها و مردم کشورم که بسیار به من محبت دارند با میدان برگردم و مبارزات را ادامه دهم. به لطف خدا نشان برنز را گرفتم تا بیشتر خجالت زده نشوم. به هر حال بازگشتم تا نشان دهم که در این شرایط هم می‌توانم مبارزات خود را ادامه داده و به مدال برسم.

 

* به نظر می‌رسد سال سختی را پشت سر گذاشتید تا دوباره به مدال طلای جهان برسید و ثابت کنید که بهترین هستید و در نهایت هم مدال خود را در پیامی که به جمله «فرزند کوچک ملت بزرگ ایران» ختم می‌شد به مردم عزیز کشورمان تقدیم کردید.

- بعد از آن شکست، بعضی از عزیزان انتقاداتی داشتند که انتقاد آنها روی سر ما جا دارد، بعضی هم از روی دلسوزی ابراز امیدواری کردند. من نیز برای اینکه می خواستم دل این عزیزان را شاد کنم تصمیم گرفتم هر طوری شده در جهانی سال بعد خوش رنگ ترین مدال را کسب کنم تا دیگر شرمنده مردم نباشم و به نوعی آن باخت کمرنگ شود. بعد از کسب مدال هم پستی در صفحه شخصی خود منتشر کرده و این نشان را به مردم خوب کشورم -که همواره من را حمایت کرده اند- تقدیم کردم.

 

* در کل مسابقات جهانی نورسلطان را چطور دیدید؟

- همه شرکت کنندگان در رقابت‌های جهانی با آمادگی بالا در این رویداد حضور پیدا می‌کنند به خصوص در سال قبل المپیک که در آن به دنبال کسب سهمیه هستند. من هم زحمت زیادی کشیدم تا علاوه بر کسب سهمیه بهترین مدال را کسب کرده و اگر خدا خواست و قسمت شد خود را مهیای حضور در المپیک کنم.

 

* بسیاری بر این باور هستند که ارزش این مدال دو چندان می‌شد اگر دیوید تیلور نیز در مسابقات حضور داشت.

- خود من نیز قلبن دوست داشتم که او در مسابقات حضور داشت؛ اما آسیب دیدگی مانع او شد و کمی روی لذت این مدال تاثیر گذاشت، با این حال خدا را شاکرم که توانستم مدال طلا را کسب کنم. حالا به لطف خدا استارت خواهم زد برای مسابقات آتی، تورنمنت ها و المپیک و اگر قسمت بود در یکی از این میادین رو در رو شده و یک کشتی زیبا را به نمایش می گذاریم که مردم لذت ببرند از کشتی.

 

* برنامه‌تان برای حضور موفق در المپیک چیست؟

- برنامه من کسب بهترین نتیجه در المپیک است، این آرزوی هر ورزشکاری است که به مدال طلای المپیک برسد. من جز طلا به چیز دیگری فکر نمی‌کنم. لیاقت مردم ایران نیز چیزی جز مدال طلا نیست، برای همین تمام تلاشم را خواهم کرد تا با کسب مدال طلا دل آنها را شاد کنم. برای رسیدن به این موفقیت کم نگذاشته، پای تمام سختی ها خواهم ایستاد و از جان مایه خواهم گذاشت.

البته که هنوز معلوم نیست چه کسی به عنوان نماینده ایران راهی المپیک خواهد شد، حال چه من اعزام شوم و چه فرد دیگری امیدوارم نماینده ایران بهترین نشان را برای کشورمان کسب کند. اگر من راهی المپیک شوم تلاش خواهم کرد تا بهترین کشتی هایم را در این میدان بگیرم و با دعای خیر مردم به خوش رنگ ترین نشان برسم و شیرینی آن را تقدیم مردم کنم.

 

* حتما برای دیدار احتمالی با تیلور برنامه ریزی کرده‌اید؟

- بی تردید، هر ورزشکاری برای رو در رویی با رقبای خود برنامه‌هایی دارد و من هم همین کار را کرده و می کنم. من هم برنامه ریزی کرده ام که مقابل او به چه شکل کشتی بگیرم، نه تنها برای تیلور، بلکه برای دیگر رقبای مستقیم هم برنامه دارم. با کمک مربیان کشتی ها را آنالیز کرده و تلاش می کنم با به نمایش گذاشتن مبارزات کم نقص رقبا را شکست داده و به مدال برسد تا مردم را شاد کنم. هر فردی که زحمت بیشتری کشیده باشد در میدان رقابت مزد زحمات خود را خواهد گرفت. من در میدان هیچ چیزی کم نمی گذارم و با جان و دل کشتی خواهم کرفت تا اتفاق خوبی برای من و تیم کشورم و کاروان ایران در المپیک رقم بخورد.

 

* برنامه مشخص شما برای مصاف با او چیست؟ حتما بهتر از هر کسی می‌دانید که در دیدار با تیلور باید سبک و روش مبارزه خود را تغییر دهید و به نحوی دیگر با آزادکار آماده و جسور آمریکایی‌ها مصاف دهید؟

- با مربیان در این باره صحبت کرده و در یک دوره چند ماهه روی کشتی او فکر و کار خواهیم کرد. این تنها برای تیلور نیست و برای تمام رقباست. حال اگر قسمت شد با حریف آمریکایی رو در رو شوم تمام تلاشم را می کنم برنامه هایم را به بهترین شکل در مبارزه با او پیاده کنم تا بهترین اتفاق برای من و کشتی ایران در المپیک رخ دهد. انشاالله آنهایی که دوست دارد من برنده شوم را ناامید نکنم و سربلند از این میدان خارج شوم. 

 

* کشتی شما با تیلور به احتمال زیاد نمی‌تواند در یک تایم تمام شود از همین رو بهتر است برخلاف سایر مبارزات خود در مصاف با او در تایم نخست کشتی را اداره کرده و از تایم دوم شروع به مبارزه هجومی همچون سایر مبارزات خود کنید. به نظر می‌رسد انجام تمرین مسابقه‌ای با کامران قاسم‌پور، که کشتی‌تان با او نیز در یک تایم تمام نمی‌شود بیشترین کمک را به شما برای پیاده کردن این برنامه در مصاف با تیلور کند.

- احتمال اینکه کشتی به 6 دقیق کشیده شود زیاد است، برای همین تلاش خواهم کرد آمادگی بدنی و روحی و روانی خود را به اندازه ای بالا ببرم که آماده 6 دقیقه مسابقه باشم. امیدوارم آسیب دیدگی و مسائل اینچنینی وجود نداشته باشد تا بتوانم به خوبی برنامه خود را پیاده کنم. خیلی هم دوست دارم با او کشتی بگیرم، اگر قبل از المپیک مسابقه‌ای بود که آنجا با هم سرشاخ شویم که بهتر، وگرنه در همان المپیک با هم رو در رو خواهیم شد و بی تردید برای تایم های مسابقه برنامه ریزی خواهم کرد؛ اما نوع کشتی گرفتنم را نمی‌توانم بازگو کنم تا وقتی که روی تشک حاضر شویم و آنجا معلوم شود که چطور با او رقابت خواهم کرد. برنامه خوبی به همراه مربیان برای او پیاده خواهیم کرد. در ذهنم بارها این موضوع را مرور کرده‌ام تا انشاالله با یک نتیجه خوبی افرادی که قبل از این با شکستم ناراحت کرده بودیم را شاد کنیم. سایر کشتی‌گیران آقای قاسم‌پور، آقای بذری که از دوستان من هستند و دیگر اردونشینان کمک خواهند کرد تا به این هدف برسیم. من هم اگر دوستان کمکی بخواهند از جان و دل به آنها کمک خواهم کرد، به هر حال این دوستان از سرمایه ها و آینده داران کشتی کشورمان هستند و حق آنهاست که در کنار دیگر کشتی گیران کشورمان به موفقیت برسند. هر چند هنوز مشخص نیست که چه کسی ملی پوش ایران در المپیک خواهد بود، هر فردی که لایق بوده و نماینده ایران در المپیک باشد من و دیگر ملی پوشان به او کمک خواهیم کرد تا در المپیک بهترین نتیجه را برای کشورمان کسب کند.

 

* ما هرچه تلاش کردیم سوالات را به سمتی ببریم که شما برای تیلور کوری‌خوانی کنید؛ اینکار را نکردید در حالی که او همواره این کار را می کند، می شود برای دیوید تیلور آمریکایی کوری‌خوانی کنید تا بداند که شما هم اگر بخواهید می توانید این کار را بکنید؟

- من اهل کوری خوانی نیستم و سعی می‌کنم روی تشک حرفم را بزنم. انشاالله در کشتی با حمایت و دعای خیر مردم  بهترین نتیجه را می گیرم و این خود بهترین کوری است. کشتی برد و باخت دارد؛ اما هیچ کس از باخت خوشش نمی‌آید من هم به هیچ وجه دوست ندارم شکست بخورم.

 

* شما هیچ وقت با جردن باروز مسابقه نداده‌اید، البته که دوست داشتید با او رقابت کنید، از طرفی جردن هر بار که با ایرانی ها کشتی گفته است، برنده تشک را ترک کرده و چه بسا امروز فردا بازنشست شده، کشتی را کنار گذاشته و با این حسرت در دل ایرانیان که هیچ ایرانی‌ای موفق به شکست او نشد از این رشته برود. واقعا چقدر دوست داشتید با او کشتی گرفته و روی تشک حرف تان را به باروز بزنید و در عمل نشان دهید که حسن یزدانی در میدان مبارزه چه کارها که نمی‌تواند بکند؟

-خیلی دوست داشتم با باروز کشتی بگیرم. در جام جهانی 2015 آمریکا هم حضور پیدا کردم که با او مبارزه کنم؛ اما او به دلیل مسائل شخص و تولد فرزندش در مسابقات حاضر نشد. در المپیک هم قسمت نشد که به هم برخورد کنیم، چرا که او قبل‌تر مغلوب انور گدوئف شده بود.با نتیجه کشتی کار ندارم اما بسیار دوست داشتم با او کشتی بگیرم.

 

* اگر هم دوره غلامرضا تختی، امامعلی حبیبی، عبدالله موحد و دیگر هم نسلان این چهره های شناخته شده کشتی بودید، دوست داشتید با کدام کشتی بگیرد؟

- پاسخ به این سوال بسیار سخت است، چرا که هر کدام از این عزیزان برای ورزش این مملکت زحمت کشیدند و افتخارات زیادی کسب کردند. نمی توانم خود را با این عزیزان مقایسه کنم.

 

* به هیچ وجه قصد مقایسه شما با آنها را نداریم، در واقع می خواهم بدانم اگر این امکان وجود داشت حسن یزدانی دوست داشت با کدام یک از این بزرگان سرشاخ شود؟

- قبل از هر چیز باید به این موضوع اشاره کنم که این عزیزان همگی اسم بزرگی داشته و من کوچک تر از این هستم که بخواهم در مورد این بزرگان ورزش کشور حرفی بزنم؛ اما خیلی دوست داشتم در کنار این افراد حضور داشتم و از آنها می‌آموختم. از خصوصیات اخلاقی آقا تختی، جسارت و کشتی های زیبای آقای حبیبی و از مدیریت و تیزهوشی آقا موحد در کشتی هایش.

 

* اما هنوز نگفته اید دوست داشتید با کدام یک از این افراد کشتی می گرفتید.

- خیلی سخت است، هر سه ماشاالله فوق العاده بوده اند، نمی توانم بگویم.

 

* برای یک لحظه چشمهایتان را بسته، در زمان سفر کنید و این سه را در کنار خود ببینید و تنها یک نام را به من بگویید.

- عبدالله موحد.

 

* چرا موحد؟

- به دلیل چیزهایی که در مورد او شنیده و خوانده ام. از مصاحبه هایشان و نحوه زندگی اش. به خاطر سبک مبارزه و مدیریت اش در کشتی.

 

* اگر در کشوری دیگر در جایی جز جویبار به دنیا می‌آمدید، باز کشتی گیر می شدید؟ این را می پرسم چون بسیار شنیده ایم که می گویند فلانی کشتی در خون اش است، می خواهم بدانم چه اندازه حس می کنید که کشتی در خون شماست، یعنی اگر در جایی به غیر از جویبار در این خانواده متولد می شدید کشتی را در خود حس کردهو باز کشتی را به سایر ورزش‌ها ترجیح داده و دنبال می کردید؟

- این واقعا بستگی به شرایط زندگی آدم و اینکه کجا به دنیا آمده و بزرگ شد، دارد. اینکه در چه مکانی باشد و مردم چطور آن رشته را دوست داشته باشند.

 

* پس می خواهید بگوید که محیط عمال تاثیر گذارتری در این مقوله است؟

- بله.

 

* حتی از ژنتیک؟

بله.

 

*پس محیط را عاملی تاثیر گذار تر از ژنتیک می دانید؟

- هر دو تاثیر گذار هستند؛ البته این موضوع بستگی به شرایط دارد. یک وقت یک آدمی از نظر ژنتیک شرایط‌‌‌‌ ‌اش را دارد؛ اما محیط مناسب این کار نیست و یک وقتی هم محیط باعث می‌شود تا فرد اگر هم ضعف‌هایی دارد بتواند رشد کند در کل بهتر است فرد هر دو را داشته باشد.

 

* اگر بخواهید یک فیلم بسازید یا یک کتاب بنویسید،‌ درباره چه چیزی خواهد بود؟

- درباره رشته ورزش‌ام کتاب می نویسم. در مورد سختی‌هایش، اتفاقاتی که در طول دوران قهرمانی‌ام رخ داد و در مورد گذشته‌ام. آنچکه دیده، شنیده و تجربه کرده‌ام. در مورد سایر قهرمانانی که می‌شناسم.

 

* می‌دانم بیشتر وقتتان را صرف تمرین می کنید، آیا وقتی برای مطالعه می‌ماند و اهل مطالعه هستید؟

- وقت زیادی برای مطالعه نمی‌ماند؛ اما به فیلم علاقه دارم و می بینم.

 

* چه فیلم‌هایی نگاه می کنید؟

- فیلم ‌های اکشن، فیلم‌هایی که هدفی در آن دنبال می شود.

 

* فیلمی بوده که تاثیر زیادی روی شما بگذارد، یعنی بعد دیدن آن به خود بگوید اگر شخصیت حاضر در فیلم توانست فلان کار را انجام دهد، پس من هم می توانم؟

- بله. فیلم جومونگ و راکی. این دو شخصیت برای رسیدن به هدفشان بسیار زحمت می‌کشند. راکی به من یاد داد که نباید مغرور شوم.

 

* اگر این امکان وجود داشت که جای یکی از این شخصیت‌ها باشید دوست داشتید جای کدام یک بودید؟

- قابل قیاس نیست و نمی توانم انتخاب کنم، چون نمی شود.

 

* کاری به اینکه می شود یا نمی شود نداریم، همانطور که این امکان دیگر وجود ندارد که شما با عبدالله موحد جوان تمرین کنید؛ اما فرض محال که محال نیست و اگر می شد کدام را انتخاب می‌کردید؟ راکی یا جومونگ؟

- نمی‌توانم چون هر دو را دوست دارم.

 

* حالا که این اندازه به این دو شخصیت علاقه دارید، اجازه دهید سوال که به این شکل مطرح کنم،‌ من راکی را حذف می‌کنم، دوست دارید جومونگ باشید؟

- نه دوست ندارم راکی حذف شود.

 

* پس ترجیح می دهید جومونگ حذف شده و راکی شوید؟

- نه دوست دارم جومونگ باشم. 6 بار هم فیلم‌اش را دیده ام.

 

* جومونگ ایران هم آمده بود. اگر می دانست حسن یزدانی طرفدار اوست حتما به دیدار شما می آمد.

- آن وقت که فیلم جومونگ پخش می شد سنم کمتر بود و آنقدرها هم طرفدارش نبودم؛ اما بعدها چیزهای زیادی از آن آموختم. او هدف بزرگی داشت.

 

* هدف جومونگ چه بود؟

- جومونگ می خواست امپراطور سرزمین اش شود و این را حق خود می دانست و برای آن بسیار تلاش کرد و به هدف اش هم رسید.

 

* بعضی وقت ها دل آدم می گیرد، این برای هر کسی می تواند رخ دهد، در این حالت که دل آدم می گیرد دوست دارید در باز شود و چه کسی وارد شود؟

- من هم اش تو خودم هستم. نمی دانم سخت است سخت، پدر و مادر؛ چرا که آدم با آنها راحت تر است و حرف های دلش را راحت تر به آنها -که فرزندشان را بهتر از هر کسی می‌شناسند- می گوید. بهتر است آدم با پدر و مادر خود درد دل کند تا با دیگران.  

 

* تا حالا شده که آنقدر خسته شوید که این فکر به سرتان بزند که بی خیال همه چیز شوید، حتما شده، می خواهم بدانم در آن لحظه حسن یزدانی چه جیزی به خود گفته یا به چه چیزی فکر کرده تا خود را متقاعد کند که بماند و بیشتر هم تلاش کند.

- اینکه خسته شوم که بسیار خسته شده ام، آنقدر خسته که حتی خوابم هم نبرده است و گریه ام کرده ام، اما هر با به هدفم فکر کردم و پیش خود گفتم که من باید به هدفم برسم.

 

* و هدف شما هم همان هدف جومونگ است، امپراطوری بر سرزمین کشتی دنیا؟

- بله، می‌خواهم با کسب خوش رنگ ترین نشان به این هدفم برسم.

 

* چیزی در ذهن و دل شما مانده که همیشه خواسته باشید بگوید؛ اما هرگز نگفته اید؟

- چیز خاصی نیست. هدف من فقط کسب بهترین مدال و خوشحال کردن مردم کشورم است.

 

* چرا مردم این اندازه برای حسن یزدانی اهمیت دارند؟

-چون هرچه داریم از مردم است؛ از محبت و دعاهای خیر آنها.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:2

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0


2 0 سه شنبه 09 مهر 1398-00:25

چه مصاحبه آماتور و مسخره ای بود پاسخ

2 0 سه شنبه 09 مهر 1398-00:25

البته منظورم به خبرنگار و سوالای مزخرفش بود پاسخ

پربازدیدهای زنگ تفریح
پربازدیدهای ورزش ایران و جهان
کلیه حقوق سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی ورزش مازندران، مازندلیگ می باشد