بهداد سلیمی از دنیای وزنه‌برداری خداحافظی کرد.قهرمانی که خیلی زود دلم‌مان برای وزنه‌ زدن‌هایش تنگ خواهد شد.سلیمی پس از کسب مدال طلای بازی‌های آسیایی این تصمیم را گرفت.
برای بهداد سلیمی که دلم‌مان برای وزنه‌ زدن‌هایش تنگ می‌شود

مرتضی رضائی:کفش‌هایش را که درآورد تا چند ثانیه اول خیلی ها متوجه نبودند که او دارد چه کار می کند؛اما این در بین وزنه برداران رسم است که اگر کفش ها را روی تخته در بیاوری یعنی تمام.یعنی خداحافظی با هر کاری که در دنیای حرفه ای کرده بودی و بهداد کفش هایش را درآورد.سجده شکری کرد و بلند شد تا به اتاق گرم برود.خیلی خودش را نگه داشت اما وقتی به اتاق رسید زد زیر گریه.سخت بود.روی شانه های خورشیدی یک از مربیان کادر فنی زار زار گریه می کرد.اولین روزهایی که نام بهداد سلیمی را شنیدید کی بود؟خب اگر همشهری بهداد باشید می دانید که او اول ژیمناستیک کار بود و بعد گذرش به کشتی افتاد.اما طالع او را در وزنه برداری نوشته بودند.تقریبا سال 2007 بود که رفته رفته روزنامه ها از کسی نوشتند که می تواند جاشین حسین رضازاده شود.پسری که در سوریه و در مسابقات قهرمانی جوانان جهان مدال نقره را برگردن آویخت حرف های زیادی برای گفتن داشت.این را خیلی زود به اثبات رساند.یک سال بعد در مسابقات بخارست با 195 کیلو یک ضرب و 228 کیلو دوضرب نفر اول و قوی‌ترین جوان وزنه‌برداری دنیا شناخته شد.در همین سال در کره جنوبی در مسابقات باشگاه‌های آسیا در رده جوانان، عنوان نایب قهرمانی سال پیش را تکرار کرد و سرانجام در نخستین حضور در سطح بزرگسالان در مسابقات آسیایی قزاقستان با زدن 190کیلو یکضرب و 231 کیلو در دوضرب به مدال طلا رسید.سال بعد در آنتالیا با 208 کیلو در یک ضرب و 245 کیلو در دو ضرب قهرمان جهان شد.

 

چقدر از او خاطره داریم.طلای بازی های آسیایی گوانگوژو در چین،طلای بازی های آسیایی در اینچئون کره جنوبی.از کسب طلا در تهران تا پاریس و البته مدالی که در ریو به او ندادند.در المپیک و یک خاطره تلخ.همان مسابقه ای که پای خیلی از ایرانی ها همراه با بهداد زیر وزنه ها لرزید.می گویند مدال در این رقابت حق اش بود  و در مشت اش.اما یک نفر،یک نفر که رابطه خوبی با رییس فدراسیون ایران نداشت یکی دو حرکت بهداد را بهانه قرار داد،هیئت ژوری را علیه ایران کرد و مدال را از بهداد گرفتند.اشک های آن روزش هنوز از یاد کسی نرفته است.آنجا هم بغض داشت و در بازی های آسیایی هم همین طور.اما این بار صبوری کرد و اجازه نداد تا مردم اشک هایش را ببینند.

خداحافظ آقای سلیمی.دلم مان برایت تنگ می شود.برای "یا مولا علی گفتن هایت"روی تخته. برای مشت هایی که پس از مهار وزنه های سنگین گره می کردی و برای همه صبوری هایی که کردی.به واقع کاپیتان تیم بودی و با اینکه می دانستی از خیلی ها پرافتخارتری کمتر برای تیم حاشیه داشتی.سرت سلامت بهداد سلیمی.لبخند هایی را که روی لبان مردم ایران نشاندی از یاد کسی نرفته است.امانتدار خوبی در دسته سنگین وزن بودی و بدون شک دوستان ات در تیم ملی چراغ های را برای نسل آینده که تو مربی شان خواهی بود روشن نگه خواهند داشت.



منبع: خبرآنلاین


نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0


پربازدیدهای زنگ تفریح
پربازدیدهای ورزش ایران و جهان
کلیه حقوق سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی ورزش مازندران، مازندلیگ می باشد